لینک خبری

با درود خدمت شما دوستان گرامی . وب سایت جدید صدرا نیوز به صورت کامل اپ شده است و اگر مشکلی در این رابطه دیدید می توانید با مدیریت تماس بگیرید.

اخبار ویژه

پسرجوان:صاحب خودرو ما را تحویل کلانتری داد

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

ای کاش هرگز به دنیا نیامده بودم چون در این دنیای به این بزرگی هیچ کسی را ندارم تنها مانده ام پدر و مادرم هیچ وقت به فکر من نبودند مرا در سن هشت سالگی رها کردند و هر کدام به دنبال زندگی خودشان رفتند. تا این که ...

پسر 24 ساله در حالی که از بدشانسی و بدبختی هایش می نالید و مدام تکرار می کرد بی گناهم! اشتباه کرده ام! گول حرف های دوستم را خوردم، در تشریح ماجرای سرقتش به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری الهیه مشهد گفت: هشت ساله بودم که روزی تندباد طلاق مرا از پدر و مادرم جدا کرد. آن ها به خاطر لجبازی با یکدیگر باعث آوارگی من شدند. چند روز را در پارک و خیابان سرگردان بودم دیگر توان حرکت نداشتم و از شدت گرسنگی و خستگی در کنار مغازه ای از حال رفتم. صاحب مغازه که فردی با ایمان و مهربان بود به من آب و غذا داد تا کمی حالم بهتر شد و اجازه داد به عنوان شاگرد مغازه اش در آن جا بمانم. این گونه بود که سر پناهی پیدا کردم و از این بابت خیلی خوشحال شدم. صاحبکارم مرا تشویق کرد که درس بخوانم تا از بقیه هم سن و سالانم عقب نمانم. او مانند فرزند خودش به من محبت می کرد اما بعد از پایان دوران ابتدایی صاحب مغازه ام از دنیا رفت و بار دیگر تنها و آواره شدم. درس و مدرسه را رها کردم و تصمیم گرفتم حرفه ای بیاموزم تا بتوانم خرج و مخارج خودم را تامین کنم از این رو به شغل رنگ کاری روی آوردم و استادکار نقاش همه فوت و فن کار را به من یاد داد. من هم همه تلاشم را به کار گرفتم تا بتوانم این شغل را به خوبی بیاموزم. صاحبکارم نیز در حقم پدری کرد و سال ها تجربیات خود را به من آموخت آن جا بودکه با کار کردن و تامین خرج و مخارج خودم احساس آرامش می کردم و از این که دستم را پیش کسی دراز نمی کردم به خودم می بالیدم. اما این روزگار خوش مدت زیادی بیشتر طول نکشید و در پی آشنایی با «پرهام» به بدبختی و فلاکت افتادم. پرهام شاگرد تازه وارد بود و قصد داشت پلی استرکاری را بیاموزد. او هم مانند من فرزند طلاق بود. این وجه مشترک باعث شد تا به او نزدیک شوم. «پرهام» مواد مخدر مصرف می کرد و من هم شب ها در کنار او به مصرف مواد مخدر مشغول می شدم. هنوز دو ماهی نگذشته بود که استادکارم متوجه ماجرا شد و هر دو نفر ما را اخراج کرد. به پیشنهاد پرهام با هم خانه مجردی اجاره کردیم و آن شروع بدبختی های من بود. آن زمان که با استادکارم مشغول فعالیت بودم اعتبار شغلی خوبی کسب کردم و با پذیرفتن سفارش های کاری آن ها را به شاگردان تازه وارد می سپردم چرا که خودم در کنار پرهام مشغول مصرف مواد می شدم و دیگر توان کارکردن نداشتم. کم کم به دلیل ناراضی بودن مشتریان اعتبار کاری ام را از دست دادم و کسی به من کاری نمی داد. روزها به همین ترتیب می گذشت و هر روز تامین هزینه های زندگی و اعتیادمان سخت تر می شد چند ماهی اجاره منزل عقب افتاده بود که تحت تاثیر وسوسه های پرهام قرار گرفتم و حاضر شدم در سرقت از اتومبیل ها با او همراه شوم. پرهام با زیر نظر گرفتن خودرویی قصد باز کردن در خودرو را داشت که صاحب خودرو با چند نفر دیگر از راه رسیدند و ما را تحویل کلانتری دادند اما ای کاش ... شایان ذکر است به دستور سرهنگ توفیق حاجی زاده (رئیس کلانتری الهیه مشهد) متهمان برای سیر مراحل قانونی تحویل مراجع قضایی شدند.
ماجرای واقعی با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی

منبع:روزنامه خراسان

درباره ما

صدرا نیوز یک وب سایت خبری مستقل بوده که وابستگی به هیچ جریان سیاسی نداشته و وفق قوانین کشور جمهوری اسلامی ایران فعالیت می کند. . این وب سایت در سال 1391 فعالیت رسمی خودش را شروع کرده و سعی نموده در این مدت مستند ترین اخبار از معتبر ترین منابع موجود را دروب سایت نقل کند و گسترش دهد. این وب سایت به وسیله وب سایت سئو و بهینه سازان وب ایران برنامه نویسی گشته و پشتیبانی می گردد.