لینک خبری

با درود خدمت شما دوستان گرامی . وب سایت جدید صدرا نیوز به صورت کامل اپ شده است و اگر مشکلی در این رابطه دیدید می توانید با مدیریت تماس بگیرید.

اخبار ویژه

تقویم تاریخ - 9 دی

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

1120م:سي ام دسامبر سال 1120 ميلادي فريدون شاه شروانشاه ( شاه منطقه اي در قفقاز جنوبي كه استالين آن را جمهوري آذربايجان نام نهاد) در جنگ با گرجستاني ها كشته شد و پسرش منوچهر برجاي او نشست.

TAGHVIM1این خاندان كه از سوي دولت ساسانيان به حكومت قفقاز جنوبي منصوب شده بودند پس از فروپاشی امپراتوری ساسانی ایران، با حفظ زبان پارسی و دین زرتشتی به حکومت خود بر آن منطقه (از قرن سوم میلادی ـ دوران اردشیر پاپکان تا سال 1538) ادامه داده بودند که مورخان از آنان به عنوان دودمان شروانشاهيان (شیروانشاهیان) یادکرده اند. این دودمان اواخر قرن هفتم ميلادي هنگامی که قلمرو خودرا معرض حمله یک فرمانده نظامی عرب دید با او سازش کرد و به همینگونه قرنها بعد با مغول و تیموریان، ولی دربرابر حملات شيخ جنید و شيخ حیدر پدر بزرگ و پدر شاه اسماعیل صفوی مقاومت کرد که هر دو در جنگ کشته شدند. شاه اسماعیل در سال 1501 به انتقام خون پدر بزرگ و پدر، باکو پایتخت شروانشاهان را تصرف و کاخ و گورستان سلطنتی آنجارا ویران ساخت. شاه طهماسب پسر شاه اسماعیل بود که دودمان شروانشاهیان را در سال 1538 برانداخت و برادر خود القاص میرزا را بر جای آنان نشاند. خاقانی و نظامی از شعرای معروف دوران شروانشاهیان هستند. پایتخت شروانشاهیان نخست شماخی بود که آن را به باکو منتقل کرده بودند.

1285ش:در اين روز در سال 1285 هجری (30 دسامبر 1906 ميلادي) مظفر الدين شاه قاجار مصوبه قانون اساسي را كه با اجراي آن نظام حكومتي ايران «پارلمانی» مي شد امضاء كرد و ده روز بعد هم درگذشت. اين قانون داراي 51 اصل بود كه بعدا و چندبار اصلاحيه هايي به نام «متمم» بر آن اضافه شد. طرح قانون اساسي سال 1906 ميلادي كه عنوان آن را در آن زمان «نظامنامه» گذارده بودند به جاي مجمع موسسان، توسط چندحقوقدان و سياستمدار انشاء، و در مجلس شورا كه اعضاي آن نيز به صورت خاص تعيين شده بودند تصويب شده بود و احتمالا نفوذ خارجي در تدوين آن بي تاثير نبود. طبق استاندارد جهانی، طرح هرقانون اساسی و اصلاحیه های آن پس از تصویب در مجمع مربوط باید به رفراندم سراسری گذارده شود تا ام القوانین یک ملت گردد.
نخستين جلسه مجلس شورا در كاخ گلستان تشكيل شده بود كه بعدا به ميدان تاريخي بهارستان منتقل شد و بربالاي سردر مجلس علامت «عدل مظفر» را نصب كردند زيرا كه مظفر الدين شاه گفته بود كه مشروط كردن اختيارات شاه و دولت (سه قوه حکومتی) و تعیین رئیس قوه مجریه (در آن زمان نخست وزیر) با تمایل و رای اعتماد مجلس، آرزوي قلبي و هميشگي او بوده است. علامت «عدل مظفر» كه يك شيئ ملي و تاريخي است و مفهوم آن «پیروزی عدالت» هم می تواند باشد پس از پیروزی انقلاب در بهمن ماه 1357، ديگر در محل خود ديده نمي شود!.
مروري برتاريخ مشروطيت ايران نشان مي دهد كه اعضاي پارلمان ايران را تقريبا هميشه طبقه خاصي تشكيل مي دادند و يا كساني بودند كه نامشان آشنا بود و يا اين كه كوشيده بودند مردم با نام آنان آشنا شوند. سوء استفاده هاي گوناگون و برگزاري نادرست و سوء جريان انتخابات در طول دمکراسي ايران که داستاني طولاني و رنج آور است باعث شده است که ايرانيان آنطور که بايد به اهميت راي و مشارکت در انتخابات پي نبرده و يا آن را جدي نگيرند. از سال 1359 به اين سوي نيز به دليل كمبود رسانه حرفه اي و مستقل در ايران، مردم آن چنان كه بايد با جزئيات دمكراسي و فرضيه هاي آن آشنا نشدند.
دوران حكومت مرحوم دكتر مصدق زياد طول نكشيد تا دمكراسي در ذهن مردم نقش بندد. در اين دوره 29 ماهه، وي با نطقهاي خود و تشويق ايرانيان به تشكيل اجتماعات (که نياز به کسب مجوز نداشت و تنها لازم بود که زمان و مکان برگزاري آن قبلا به پليس و مراجع مربوط اطلاع داده شود) و دادن راي، دقت در انتخاب فرد و افراد (نامزدها)، خواندن روزنامه كه دريافت مجوز انتشار آن شرايط سخت و مبهم نداشت و طرح اعتراض نسبت به تصميمات دولت، ايرانيان را وارد دنياي دمكراسي كرده بود كه پس از سقوط دولت او ، عكس آن رفتار شد و مردم هرچه را كه فراگرفته بودند به فراموشي سپردند و رشته ها دوباره پنبه شد. پس از براندازي 28 امرداد کار ترس از دمکراسي واقعي به جايي رسيده بود که تا سالها؛ واژه هاي اعتصاب، تظاهرات، انقلاب و نظاير آنها حتي واژه دمکراسي عملا از كلمات ممنوعه شده بود.


1332ش:دهم دي ماه 1332 (شب هنگام) داريوش فروهر رئيس وقت حزب پان ايرانيست را كه از بيست و هشتم امرداد (روز براندازي دولت مصدق) ناپديد شده بود درحال خواب در خانه دكتر حسن نظمي انصاري دستگير كردند و به فرمانداري نظامي بردند.
اتهام او حمايت از کارهاي مصدق و دليل آن (بزعم دولت وقت) فرار فروهر از بيمارستان سينا در غروب 28 امرداد 1332 و اطلاع از پيروزي سرلشکر فضل الله زاهدي بود!. فروهر پيش از ظهر 28 امرداد در جريان حمله عوامل كودتا به دفتر حزب پان ايرانيست مجروح و به بيمارستان سينا منتقل شده بود.

1333ش:چهار روز پس از آغاز بهره برداري از نفت ايران توسط كنسرسيوم شركتهاي نفتي غرب و سه هفته بعد از ديدار شاه از آمريكا و دادن وعده پيوستن به اتحاديه نظامي غرب و 16 ماه پس از براندازي 28 امرداد، «لوي هندر سون» ديپلمات ضدشوروي آمريكا كه به معاونت خارجه اين كشور منصوب شده بود نهم ديماه 1333 (30 دسامبر 1954) تهران را ترك كرد. وي از سال 1951 (1330 هجري خورشيدي) سفير آمريكا در تهران و طبق نوشته ها، يكي از عوامل براندازي 28 امرداد 1332 بود. هندر سون كه در سال 1957 بازنشسته و در سال 1986 در يك خانه سالمندان در گذشت از سال 1922 وارد كار ديپلماتيك شده بود. وي 94 سال عمر کرد.
هندرسون كه در آركانزا به دنيا آمده بود و پدرش كشيش بود از آغاز كار كمر به جلوگيري ازگسترش كمونيسم و همچنين بسط نفود دولت مسکو بسته بود. او در دهه 1920 در آمريكا كار بررسي ميزان همكاريهاي چپهاي اين كشور با شوروي را برعهده داشت و سپس با تبعيديان و فراريان از شوروي تماس برقرار كرده و آنگاه مامور در كشورهاي بالتيك شده بود تا از نزديك فعاليت هاي شوروي را زير نظر داشته باشد.
پس از برقراري مناسبات سياسي ميان آمريكا و شوروي در دهه 1930، هندرسون در سفارت تازه تاسيس امريكا در مسكو صاحب مقام شد و سپس همين كار را در كشورهاي اروپاي شرقي داشت. وي بااين تجربه وسيع، از فرصت فشار شوروي به تركيه و بپاخيزي كمونيستهاي يونان استفاده كرد و با كمك "جورج كنان" ترومن را قانع به در پيش گرفتن سياست تازه اي كرد كه منجر به صدور دكترين ترومن و محاصره شوروي و اتحاد نظامي با تركيه و كمك گسترده به دولت يونان شد.
هندرسون كه پس از كمونيسم، نفت را يك کالاي اقتصادي - سياسي (استراتژيک) و در عين حال مسئله ساز و دردسر آفرين تشخيص داده بود خواست كه به ماموريت عراق فرستاده شود و در اينجا دقيقا از اوضاع جهان عرب و وضعيت و سياست هاي نفت آگاه شد؛ به گونه اي كه هنگام بحث از تقسيم فلسطين ميان يهوديان و اعراب نظر ديگري را مطرح ساخت و چون موفق نشد فكر خود را به كرسي بنشاند ماموريت هند (که با مشکلات پس از تجزيه رو به رو بود) گرفت و به دهلي نو رفت و در پي ملي شدن نفت ايران و تبديل تهران به يک كانون خطر براي غرب و حساس شدن اوضاع، سفير امريكا در تهران شد. وي که يک جنوبي آمريکايي تمام عيار (خشن، اخمو و قاطع) بود ازدكتر مصدق تا آنجا كه كارهاي او به تقويت ناسيوناليسم ايراني و گسترش دمكراسي مي انجاميد جانبداري كرد زيرا كه با اين دو عامل از پيشرفت كمونيسم و بسط نفود شوروي جلوگيري مي شد، ولي از لحظه اي كه احساس كرد ادامه تحريم اقتصادي ايران از سوي انگلستان زندگي را بر مردم سخت كرده و متمايل به حزب توده شده اند و در چند تظاهرات قدرت اين حزب را به چشم ديد تغيير نظر داد و نه تنها از توطئه هاي انگلستان بر ضد دكتر مصدق جلوگيري نكرد بلكه در صدد همكاري با مساعي براندازي او و روي كار اوردن مقامهاي ايراني موافق اتحاد ايران با غرب و سپردن كار نفت به شركتهاي غربي بر آمد و با دو ــ سه رفت و آمد سريع به خارج از ايران در تابستان 1332، مسئله ايران به سود غرب حل شد و ....

1993م:امانوئل لويناس Emmanuel Levinas فيلسوف اگزيستيانسياليست فرانسوي كه در سي ام دسامبر سال 1905 ميلادي به دنيا آمد و در سوربن فلسفه به کار تدريس پرداخت تلاش بسيار كرد كه نظرات اگزيستيانسياليستهاي فرانسه و آلمان را به هم نزديك كند. او از سال 1930 تا 1993 كتابهاي فلسفي متعدد مخصوصا در رابطه با اگزيستيانسياليسم كه فلسفه اي نسبتا نوين است منتشر ساخت كه از ميان آنها «وجود و موجودات»، «آن سوي وجود». «پديده شناسي»، «واقعيت وجود» و «غير از بودن» معروفتر هستند. در همه اين آثار، وي از آزادي عمل يك موجود سخن به ميان آورده و تفاوت ميان مطالعه اشياء و خود اشياء را بيان كرده است.


2004م:بيست و هفتم دسامبر 2004 بانو «سوزان سانتگ Susan Sontag» روشنفكر، داستان نگار، مقاله نويس، نويسنده نمايشنامه، منتقد و همچنين سازنده فيلم در 71 سالگي در شهر نيويورك از بيماري سرطان خون درگذشت. از سوزان (سوزن) به عنوان يك روشنفكر راديكال نام برده اند.
سوزن(سوزان) در نقد نويسي يك تحول راديكال به وجود آورده است. بهترين داستانهايش «عاشق آتشفشان»، «در آمريكا» و «مربوط به درد ديگران» عنوان دارند. «من، و غيره» خواندني ترين مجموعه داستانهاي كوتاه اوست.
از ميان مقالات خوب و پر سر و صداي او، مقاله هاي «درباره عكس»، «اراده راديكال» ، «استعاره اي از ايدز» و ... را مي توان نام برد. آخرين مقاله او كه واكنش وي را به ماجراي شكنجه زندانيان در زندان «ابوغريب» عراق منعكس ساخت و عنوانش «درباره جنگ و مصيبت» بود در ماه مه 2004 انتشار يافت.


2003م:28 و 29 دسامبر 2003 در قلمرو دمكراسي دو تحول تازه به چشم خورد كه در خور توجه قرار گرفتند. يكي انتخاب «بوريس گريزلوف» به رياست دوما (مجلس نمايندگان روسيه) و ديگري انتخاب ميلوشويچ (رهبر وقت حزب سوسياليست صربستان ) و ششله (رهبر حزب افراطي ناسيوناليستي صرب) به نمايندگي پارلمان صربستان بود كه هر دو بعدا در لاهه به زندان سازمان ملل افتادند و ميلوشويچ در همين زندان درگذشت.
در اين انتخابات، حزب دمكرات هوادار غرب تنها 37 کرسي (حدود يک ششم کرسي ها) را كسب كرد كه باعث دلخوري شديد اتحاديه اروپا شده بود كه چشم ديدن ناسيوناليستها را در اين قاره ندارد. حزب دمكرات متمايل به ناسيوناليسم صرب (حزب كوشتونيكا رئيس جمهوري سابق) هم در اين انتخابات نتوانست بيش از 53 كرسي به دست آورد. به گفته ناظران بيطرف، انتخابات دسامبر 2003 صربستان جاي حرف نداشت.
صربها پس از آغاز فروپاشي کنفدراسيون يوگوسلاوي، در چند انتخاباتي که صورت گرفته بود بهتر از هر كشور ديگر از آراء خود براي نشان دادن انديشه و احساسشان استفاده و ثابت كردند كه حربه دمكراسي - همان حربه اي را كه اروپاي غربي آن را دهها سال براي كوبيدنشان بكار برده بود جهت ابراز واكنش به خوبي بکار بردند. صربها در آن انتخابات با آراي خود به جاي دادن ميدان به سياستمداران مشتاق بي قرار قدرت، ميدان را از آنان گرفتند تا مجبور به تشكيل دولت ائتلافي ضعيف و متزلزل شوند و انديشه سوء استفاده از قدرت را فراموش كنند.
اين بود شاهكار اسلاوهاي جنوبي، و اما كار تازه اسلاوهاي شمالي كه آن هم با حربه دمكراسي صورت گرفت: احزاب مختلف در دوماي روسيه كه پيش از انتخابات به يكديگر مي تاختند براي تعيين رئيس پارلمان، جز پانزده نماينده از مجموع 450 تن، راي به مهندس بوريس گريزلوف دادند كه رئيس حزب تازه تاسيس «روسيه متحد» است .
وي كه از گروه «ياران لنينگرادي پوتين» بشمار مي رود تا قبل از انتخابات وزير داخله روسيه بود. گريزلوف كه قبلا از اعضاي حزب كمونيست شوروي و فرزند يك افسر روس بود تا چند سال پيش وارد سياست نشده بود و شغل مهندسي راديو داشت. وي همانند يارانش با آزاديهاي به مفهوم غرب ميانه اي ندارد. با انتخاب گريزلوف، پوتين - قدرت مطلق شد.

1819م:امروز، 30 دسامبر، زاد روز تئودور فونتان Theodor Fontane داستان نويس آلماني است كه در 1819 به دنيا آمد و بسال 1898 درگذشت. داستانهاي او همه از ماجراهاي واقعي گرفته شده اند و عموما زمينه زن و شوهري دارند. وي نهايت كوشش را بكار برده تابا طرح و انعكاس مسائل خانوادگي چشم و گوش مردم را به مسائل ازدواج بازكند تا در اين بزرگترين و مهمترين انتخاب خود در طول حيات (همسرگزيني) مرتكب اشتباه نشوند. ولي ايرادي كه به داستانهاي او وارد آمده اين است كه اين ماجراها در خانواده هاي طبقه بالا و در پروس قرن نوزدهم اتفاق افتاده اند و نمي شود انها را به همه تعميم داد و دليل آن اين است كه "فونتان" هرگز از منطقه برلن و براندنبورگ قدم به خارج نگذارد.
داستانهاي فونتان شرح جدايي ها، بي وفايي ها، ازدواجهاي مصلحتي و بعضا سياسي، رفتار زن و شوهر ها، و نقش شخصيت و اخلاقيات و پرورش اوليه در حفظ بناي خانواده است . داستان «افي بريست» او به صورت فيلم سينمايي در آمده است.

1306ش:نهم دي ماه (سي ام دسامبر) زادروز عنايت الله گلستانه قديمي ترين حادثه نگار رسانه هاي ايران است كه در سال 1306 (1927 ميلادي) در تهران به دنيا آمد و هنوز (در ژوئن سال 2009) در 82 سالگي با ژورناليسم وداع نگفته است.
گلستانه از اواسط دهه 1320 (دهه 1940 ميلادي) كار روزنامه نگاري را از «كيهان» آغاز كرد. در آن زمان نوشتن اخبار حوادث شهري در مطبوعات ايران به گونه اي كه در غرب صورت مي گرفت رسم نبود. در آن زمان روزنامه هاي ايران در مورد چنين اخباري (قتل، خودكشي، سرقت، حوادث رانندگي، حريق و ...) به درج اعلاميه هاي رسمي موسسات مربوط اكتفا مي كردند.
گلستانه به جاي درج اين اعلاميه ها، از آنها به صورت سرنخ استفاده مي كرد و شخصا همانند يك كارآگاه پليس در محل به تحقيق مي پرداخت كه اين كار در آن زمان خالي از خطر نبود و زحمت زياد داشت، اما مخاطب فراوان. با وجود اينكه اين روش پرزحمت كسب خبر، مخاطبان كيهان (روزنامه عصر) را چند برابر كرده بود دستمزد گلستانه به آن حد نبود كه هزينه زندگاني او را تامين كند. گلستانه كه از ميان يك خانواده معروف (حاجب الدوله) برخاسته بود مجبور شد براي كسب درآمد بيشتر در يك روزنامه صبح نيز بكار پردازد و وي روزنامه معروف باختر امروز (به مديريت دكتر حسين فاطمي) را براي اين كار برگزيد ولي دراينجا او را ماموريت تهيه اخبار سياسي دادند. گلستانه در اينجا هم روش خود را رها نكرد و به جاي كسب خبر از سخنگويان رسمي، به مقامات دست دوم و اصحاب اطلاع روي آورد و هر شب به بيش از صد نفر تلفن مي كرد و به چندين محفل و پاتوق سر مي زد بطوري كه با وجود كمبود خط تلفني در تهران مجبور شدند برايش در تحريريه روزنامه يك تلفن اختصاصي قراردهند. عمر كاركردن گلستانه در باختر امروز طولاني نبود و با انتشار خبري درباره خلع سلاح عشاير كه قراربود محرمانه بماند مجبور به ترك اين روزنامه شد.
گلستانه بعدا به روزنامه اطلاعات جذب شد و دليل عمده آن اين بود كه اطلاعات درآمد بيشتري داشت و دستمزد نسبتا قابل ملاحظه مي داد و ديگر، گلستانه نياز به كار كردن در دو روزنامه (صبح و عصر) را نداشت. سردبير وقت روزنامه اطلاعات هم روزنامه نگاري حرفه اي تر بود و ژورناليسم را درك مي كرد و بنابراين به روش گلستانه (كسب خبر از دست اول و مراجعه به اهل اطلاع و مردم كوچه و خيابان) ارج مي نهاد.
اواخر سال 1350 (1972 ميلادي) سردبير سابق روزنامه هاي اطلاعات و آيندگان (غلامحسين صالحيار) كه براي راديو ـ تلويزيون ملي يك خبرگزاري تاسيس كرده بود و روش تازه اي براي پخش اخبار در پيش گرفته بود از گلستانه دعوت كرد كه براي بخش اخبار «سر ساعت ها معروف به سه دقيقه اي» گزارش شهري تهيه كند.
گلستانه از آن پس به كار در راديو تلويزيون ادامه داد و چون رشته كار او سياسي و تبليغ براي نظام سابق تشخيص داده نشد همچنان (در 82 سالگي) بكار در آن سازمان ادامه مي دهد. گلستانه ازجمله همان روزنامه نگاراني است كه اگر روزنامه نگاري را ترك كند سلامت خود را هم از دست خواهد داد زيرا كه با تمام وجود عاشق اين كار است و نياز دارد كه در هواي يك رسانه ـ روزنامه و يا راديو تلويزيون ـ استنشاق كند.


2004م:متن توصیه های 27 دسامبر سال 2004 فدراسیون اتحادیه های مطبوعاتی کشورهای صنعتی که به تایید استادان آموزش روزنامه نگاری هم رسیده بود از این قرار است:
1 ـ بيش از پيش خود را با شرايط مخاطبان قرن 21 تطبيق دهید و وقت كم، سليقه و خواست اين مخاطبان را كه در نظر سنجي هاي «فوكس گروپ» و مصاحبه هاي خانه به خانه و ميز گردها به دست آمده است به اجرا بگذارید؛ ازجمله به كوتاه نويسي مطالب، ساده نگاري، كاهش مطالب كم خواننده و قرن نوزدهمي، افزايش ستون هاي ثابت تحليل توسط كارشناسان معروف، توجه به «نظر» به همان اندازه «خبر»، افزودن بر مطالب معروف به «آموزش عمومی» و مورد توجهو خواست مخاطبان، تماس لاینقطع با مخاطبان و کسب نظر آنان نسبت به محتوا توسط «دبیر عمومی = پابلیک ادیتور» هر روزنامه، توجه بیش از پیش به عكس و كاريكاتور و ....
2 ـ از میزان نقل خبر از خبرگزاري ها بکاهید، بر میزان تولید اطاق خبر خود بیافزایید تا مشابهت روزنامه ها و شبکه های تلویزیونی با یکدیگر به حد اقل برسد و بر موارد اعزام خبرنگار خود به محل وقوع رويدادهاي مهم (حتی نقاط دور دست و كشورهاي ديگر) اضافه کنید، نظر مردم را درباره تصمیمات دولتی (قوای سه گانه) و حوادت و تحولات روز بپرسید و منعکس کنید، میز اینوستیگیتیو اطاق خبر خودرا رونق بخشید، هر روز شمار بیشتری خبر اختصاصی داشته باشید و ....
3 ـ براي رقابت با آنلاین ها و وبلاگها، در جذب روزنامه نگار و مقاله نويس حرفه ای (ماهر، بی طرف، شناخته شده در جامعه و نداشتن مشغله و راه دیگر برای کسب درآمد) تلاش کنید و بر ميزان دستمزد و حق التحريرها بیافزایید.
4 ـ برای وصول به هدف های بند 3 این توصیه نامه، شرايط ارتقاء از خبرگيري به خبرنگاري و از خبرنگاري به دبيري را سخت تر و ميزان توقف در هر رده را افزايش داده و اطاق خبر را اصطلاحا تجربه گراتر کنید.
گزارش هاي مربوط به ادامه زياندهي روزنامه ها و کاهش مخاطبان آنها و همچنين شبکه هاي تلويزيوني در دسامبر 2008، نشان داد که درصد کمی از توصیه های عمومی دسامبر سال 2004 به اجرا گذارده شده است و رسانه هاي چاپي و صوت و تصويري هنوز نتوانسته اند که خودرا با خواست هاي مخاطبان قرن 21 مطابقت دهند.
برغم وصيتنامه لنين؛ ضعف رسانه ها در شوروي سابق و روسيه پس از فروپاشي شوروي
عادت شده است كه رسانه ها در 29 دسامبر هر سال از وصيتنامه لنين يادكنند كه وي در اين روز در سال 1922 انشاء آن را كه به زنش «كروپسكايا» ديكته مي كرد به پايان برده بود.
لنين در اين وصيتنامه خواسته بود كه شمار اعضاي كميته مركزي حزب افزايش يابد و به يكصد تن برسد تا تصميمگيري ها منحصر به چند نفر نباشد. تصميمات مربوط به برنامه ريزي ها بايد به تصويب دستگاه مقننه برسد و قانون شود تا از دستبرد تفسير در امان باشد. از اهميت رسانه ها براي دفاع از نظام و كشور نبايد غافل بود كه زير بناي هر كشور و نظام هستند. اگر شعارهاي انقلاب از ياد برود و اصول در حزب ناديده گرفته شود افول شوروي حتمي است. بايد (براي صيانت قانون اساسي از هرگونه گزند) به ارتش نقش سياسي و نظارتي بيشتري داده شود. نبايد مديريت همه امور و به ويژه دبيركلي حزب به رفيق استالين سپرده شود. بايد حرفهاي رفيق تروتسكي هم شنيده شوند و ....
«تاريخ» نشان داد كه هيچ يك از توصيه هاي لنين رعايت نشد و در نتيجه بنايي را كه ساخته بود فروپاشيد. در مورد رسانه ها، ضعف شوروي تا به آن حد رسيده بود كه در دهه 1970 ، اين دولت نتوانست توصيه برژنف را عملي سازد كه گفته بود راديو ـ تلويزيون و روزنامه هاي شوروي اخبار جنايي و ضعف هاي اجتماعي آمريكا را كه هر روز در رسانه هاي اين كشور منعكس مي شوند ترجمه و عينا منتشر كنند تا روسها تصور نكنند كه آنجا بهشت است و ....
تا آن زمان نظام شوروي نتوانسته بود چند روزنامه نگار ماهر پرورش دهد كه اين تصميم برژنف را حتي براي يك روز به اجرا درآورند. به گفته برخي از اصحاب نظر، اگر توصيه هاي ماركس و لنين در مورد رسانه ها و پرورش روزنامه نگار خوب (نه فرصت طلب و يا بيکار نبودن) عملي شده بود شايد كار شوروي به اينجا كشيده نمي شد.
در دسامبر 2004 ( 13 سال پس از فروپاشي شوروي) کارشناسان بي طرف امور رسانه ها گفته بودند که هنوز (تا آن زمان) روسيه عاري از سيستم دفاعي رسانه اي است و اين ضعف را اينك (دسامبر 2004) كه معارضه دو رقيب قديم از سر گرفته شده است به وضوح مي توان مشاهده كرد زيرا که رسانه هاي هر کشور ابزار معارضات و منازعات سياسي (حمله، دفاع و ضد حمله) آن کشور هستند. در دوران معاصر، رسانه هاي گروهي بزرگترين جنگ افزار يك كشور بشمار مي روند.
در جريان معارضه بر سر انتخابات (سال 2004) اوكراين ديديم كه اين رسانه هاي غرب بودند كه خواست اين بلوک را بر كرسي نشاندند. همين رسانه هاي آمريكا و انگلستان بوده اند كه «انگليسي» را زبان جهاني كرده اند و حرف سران كشورهاي متبوع را با آب و تاب به گوش همگان در گوشه و كنار جهان مي رسانند و سياست هاي آنان را به پيش مي رانند.

1905م:تزار نيكلاي دوم امپراتور روسيه براي سركوب كردن تظاهرات 150 هزار نفري مسكو كه 23 روز ادامه داشت، 30 دسامبر سال 1905 دستور داد كه تظاهر كنندگان را زير آتش توپ قراردهند!. در اين تير اندازي بيش از ده هزار تن كشته شدند. تظاهرات در طول سال 1905 در بيشتر شهرهاي روسيه جريان داشت كه تظاهرات مسكو در ماه دسامبر وسيعتر از همه بود و تظاهر كنندگان كه به كمبود و گراني مايحتاج زندگي، وجود فساد اداري و نيز نبود آزادي اعتراض داشتند خيابانهاي مسكو را بسته بودند.


1911م:سي ام دسامبر سال 1911 روزي است كه براي نخستين بار چين داراي رئيس جمهور شد. در اين روز شوراي انقلاب چين، دكتر سون يات ــ سن Dr. Sun Yat - Sen رهبر انقلاب را به عنوان رئيس جمهور موقت چين بر گزيد. وی به امپراتور خردسال از دودمان «منچو» و ساير اعضاي خاندان سلطنت امان داد و اجازه داد كه در همان كاخ سلطنتي با دريافت مقرري معيّن به زندگي خود ادامه دهند، به اين شرط كه وارد توطئه بر ضد نظام جمهوري نشوند. «سون ـ یات ـ سن» سپس دستور داد كه تفويض اختيارات به آرامي صورت گيرد و مقامات اداري به تدريج و تنها درصورت ادامه فساد و يا ثبوت عدم لياقت و يافتن جانشين بهتر برايشان تعويض شوند و مقررّي آنان پس از عزل، در صورتي که پس از تغيير نظام حکومتي مرتکب جرم اداري و فعاليت ضد انفلابي نشده باشند قطع نشود و پرداخت آن طبق ضوابطی عادلانه که تدوین خواهد شد ادامه یابد.

2008م:درنظر سنجی هر شش ماه يکبار و پنجاه میلیونی روسیه که نتایج آن 28 دسامبر جاری (سال 2008) اعلام شد روس ها به ترتیب الکساندر نفسکی، پیوتر ستولیپین و استالین را انتخاب کرده بودند. این نظر سنجی درباره "انتخاب بهترین روس" تا پایان قرن بیستم بود.
الکساندر نفسکی یک میهندوست روس بود که در قرن 13 میلادی (پیش از تامین وحدت و تاسیس کشور واحد روسیه) با نیرویی کم جان برکف نهاده، تجاوز سوئد و آلمان را درهم شکسته و پیشروی مغولان را سد کرده بود که اگر این بپاخیزی قهرمانانه نبود روسیه ای به وجود نمی آمد.
ستولی پین که از 1906 تا 1911 نخست وزیر روسیه بود یک میهندوست چپگرا بود که دست به اصلاحات ارضی و دمکراتیک (مشروطه کردن روسیه) و لغو امتیازات اعیان و اشراف زده بود و به همین سبب هم ترتیب ترور او در حضور تزار در یک تئاتر در شهر "کی اف" داده شد. ما ایرانیان به دلیل اینکه قرارداد تقسیم ایران به دو منطقه نفوذ روسیه و انگلستان در زمان نخست وزیری ستولی پین امضا شده بود نظر خوبی نسبت به او نداریم.
استالین گرجستانی را روسها یک فسادزدا می دانند (گرچه با اعمال خشونت بی رحمانه).
این انتخاب روسها، در این زمان خیلی پرمعنا تلقی شده و حاکی از انعکاس ملی گرایی، متمایل به چپ و مخالف فساد اداری ـ اقتصادی بودن روسها دارد که باتمام وجود خواهان اقتدار وطن و یکپارچه شدن سرزمین های متشکله امپراتوری روسیه هستند. انتخاب یک گرجستانی به عنوان "بهترین روس شماره 3" به مفهوم آن است که روسها تجزیه امپراتوری خودرا که با فروپاشی شوروی عملی شده است قبول ندارند. ولادیمیر پوتین با توجه به همین تمایلات بوده است که دارد به «مخلوطي از امپراتوري تزارها و شوروي سابق» باز می گردد. این عبارت را چهار سال پیش «ایلاریانوف» برزبان رانده بود.
اواخر دسامبر 2005 «آندري ايلاريانوف» مشاور ويژه پوتين رئيس جمهور وقت روسيه از سمت خود در كرملين کناره گبری کرد و اعلام داشت: شش سال پيش با اميد به بسط اقتصاد آزاد در روسيه و گسترش و ماندگار شدن آزادي هاي سياسي، همكار كرملين شدم و همه دانش و مهارت (!) خود را در تحقق آنها بكار بردم ولي از سال گذشته (سال 2004) ورق برگشت خورد و دولت (پوتين) مدل اقتصادي ديگري را در پيش گرفته است كه من موافق آن نيستم و با روش تازه پوتين هم كه همه اختيارات در مسكو متمركز شود موافقت ندارم و آن را نوعي محدود شدن آزادي عمل مقامات محلی مي دانم. من اين روش را پيدايش يك نظام حكومتي تازه در روسيه مشابه تزارها مي بينم که نهایتا به درگيري با غرب خواهد انجاميد. ايلاريانوف كه مورد حمايت غرب بود قبلا نيز چند بار از تغيير روش پوتين و بازگشت به سياست هاي ناسيوناليستي با نگرش تزاري تلويحا انتقاد كرده بود.
مفسران غرب همان وقت در تفسير كناره گيري پرسر و صداي ايلاريانوف نوشته يودند كه اين كناره گيري ثابت كرد كه پوتين دارد به دوران «مخلوطي از امپراتوري تزارها و شوروي سابق» باز مي گردد و تسريع برنامه نوسازي تسليحات، فعال شدن در بازار استراتژيك نفت و گاز، تجديد فعاليت هاي موشکي، محدود كردن فعاليت سازمانهاي غير انتفاعي بين المللي (نگوها) در روسيه، واردآوردن فشار به صورت ديكته كردن به اعضاي جامعه مشترك المنافع، نزديك شدن به دولت هايي كه دوست غرب نيستند (ازجمله ايران) و سهم خواهي در عراق و ... نشانه هايي از آغاز اين بازگشت و فعال شدن در امور بين المللي است. به نوشته اين مفسران، پوتين قبلا و از داخل تحت فشار قرارگرفته بود كه راه تزارها و يا راه شوروي ها را در پيش گيرد تا روسيه به صورت يك قدرت و يكپارچه باقي بماند، و وي مخلوطي از اين دو پيشنهاد را كه مدلي تازه است انتخاب كرده است. این مفسران نوشته بودند که نباید فراموش کرد که پوتین یک افسر سازمان اطلاعات و امنیت شوروی (کا گ ب) بود، آموزش دیده است که چگونه با غرب مبارزه کند. او تمامی روش ها (ترفندها) و تدابیر ما و راه خنثی کردنشان را می داند. مفسران غرب، روز کناره گیری "ایلاریانوف" را روز آغاز دوران تازه ای در روسیه نوشته بودند.

39: تيتوس كه از سال 79 تا 81 ميلادي امپراتور روم بود به دنيا آمد. او در سال 70 ميلادي كه يك ژنرال رومي بود اورشليم را تصرف و ويران ساخت و يهوديان را از فلسطين پراكنده كرد. تيتوس كه 23 ژوئن سال 79 ميلادي با راي سناي روم امپراتور شده بود 19 سپتامبر سال 81 بر اثر ابتلا به طاعون درگذشت.
1893: دولت آمريكا 45 هزار مايل مربع از اراضي كشور مكزيك را از اين كشور خريداري و ضميمه خاك خود كرد.
1900: دولت انگلستان بر اخبار جنگ با بوئرها (سفيد پوستان هلندي مهاجر در افريقاي جنوبي) سانسور برقرار كرد تا مردم انگلستان از ناموفق بودن نيروهاي نظامي اين كشور در اين جنگ آگاه نشوند!. جنگ بوئرها، آغاز پايان امپراتوري انگلستان بشمار آمده است.
1903: يك تئاتر در شيكاگو آمريكا هنگام نمايش آتش گرفت و از 2000 تماشاگر 576 تن كشته شدند كه عمدتا در بالكن تئاتر نشسته بودند.
1908: امروز اعلام شد كه در زلزله پريروز جنوب ايتاليا بيش از يكصدهزار تن جان باخته اند كه 84 هزار تن از آنان از ساكنان شهر مسينا بودند.
1908: ( 1287خورشيدي ): شيخ فضل الله نوري كه با مشروطيت مخالفت مي كرد مورد حمله حاميان مشروطيت قرار گرفت و مجروح شد.
1921: مجلس شورا عضويت ايران در جامعه ملل را تصويب كرد.
1922: تغيير نام روسيه شوروي به اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي از چنين روزي رسميت يافت.
1964: بيش از پانصد هندي به اتهام جاسوسي براي چين بازداشت شدند.
1964: ( 1343 خورشيدي): بنياد فرهنگ ايران به منطور حراست از ميراث فرهنگي از جمله خالص سازي زبان پارسي آغاز بكار كرد.
1975: در فرودگاه« لاگارديا» در شهر نيويورك يك جامه دان حاوي بمب روي نوار نقاله منفجر شد كه بر اثر آن 14 تن كشته و 70 نفر مجروح شدند.
1985: تقريبا همزمان در فرودگاههاي رم و وين به جايگاه شركت هواپيمايي اسرائيل با نارنجك و مسلسل حمله شد كه منجر به مرگ 14 نفر و جرح بيش از يكصد نفر گرديد.
1986: رونالد ريگن رئيس جمهور وقت آمريكا موضوع فروش اسلحه به ايران (ماجراي ايران ــ كنترا) را يك اشتباه سياسي دولت خود خواند.

درباره ما

صدرا نیوز یک وب سایت خبری مستقل بوده که وابستگی به هیچ جریان سیاسی نداشته و وفق قوانین کشور جمهوری اسلامی ایران فعالیت می کند. . این وب سایت در سال 1391 فعالیت رسمی خودش را شروع کرده و سعی نموده در این مدت مستند ترین اخبار از معتبر ترین منابع موجود را دروب سایت نقل کند و گسترش دهد. این وب سایت به وسیله وب سایت سئو و بهینه سازان وب ایران برنامه نویسی گشته و پشتیبانی می گردد.